انبوهی از این بعد از ظهر های جمعه را
به یاد دارم که در غروب آنها
در خیابان
از تنهایی گریستیم

ما نه آواره بودیم، نه غریب
اما
این بعد از ظهر های جمعه
پایان و تمامی نداشت

می گفتند از کودکی به ما
که زمان باز نمی گردد
اما نمی دانم چرا
این بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند ...

شعر از استادم
[احمدرضا احمدی]