مدام می کوشم چیزی بیان ناشدنی را بیان کنم ، چیزی توضیح ناپذیر را توضیح بدهم ، از چیزی بگویم که در استخوان ها دارم ، چیزی که فقط در استخوان ها تجربه پذیر است. چه بسا این چیز در اصل همان ترسی ست تسری یافته به همه چیز ، ترس از بزرگترین و کوچکترین ، ترس ، ترسی شدید از به زبان آوردن یک حرف. البته شاید این ترس ، فقط ترس نیست ، شاید چیزی ست فراتر از هرچه که موجب ترس می شود  ...

فرانتس کافکا