آخرین بهار زندگی ،
عیدانه ات :
بهاری ابدی شد ،
گام در راه که نهادی ،
باران گرفت  ...
آسمان این آبادی ،
کوچه باغ ها ،
درختان انار ،
و خاطره ی گندم زارها ،
مدیون مهربانی دستان تواند  ...
بدرود ،
مرد یک قرن زندگی ،
بدرود مرد یک قرن مهربانی ،
بدرود ؛
دل آبادی گرفته
باران هم  ...
بدرود  ...

 

+ [خداحافظ باباحاجی  ...]

+ [بابا حاجی :)]